* امير عابديني و مدير‌عاملي پرسپوليس!

- ‌خيلي به اين موضوع فکر نمي‌کنم.


* اما جذابيت‌هاي صندلي مديريت پرسپوليس خيلي زياد است.
- ‌ببينيد هر‌کس که مي‌آيد روي صندلي مديريت پرسپوليس مي‌نشيند، فکر مي‌کند همه آنچه که لازم است را در اين‌جا به دست مي‌آورد. موضوع اما اين نيست و مدير پرسپوليس در وهله اول بايد با مردم ارتباط خوبي بر قرار کند. ‌100 برنامه دراز مدت هم داشته باشد اما اگر نتيجه نگيرد، مردم به او و برنامه‌هايش دل خوش نمي‌شوند. بايد هر هفته نتيجه بگيري که مردم از تو راضي باشند.


* موضوعي که خيلي به آن پرداخته شده پيشنهاد سرمربي‌گري پرسپوليس به فيروز کريمي در زمان مديرعاملي‌تان در اين تيم بود. در اين باره صحبت مي‌کنيد؟
- در همين ابتدا بايد بگويم که فيروز کريمي براي سرمربي‌گري پرسپوليس هيچ‌گاه در ذهن من نبود اما اين‌که در آن سال‌ کريمي در بهمن خوب نتيجه مي‌گرفت ولي ما قهرمان شديم بايد بگويم که من فن مديريتي زدم. اين را براي اولين بار مي‌گويم که چه شد تا آن سال با پرسپوليس موفق شويم. من کاري کردم که بازي‌هاي بهمن قبل از پرسپوليس انجام شود.


* يعني لابي کرديد؟
- ‌بله، لابي کردم و با صداقت و شهامت هم اين موضوع را اعلام مي‌کنم. آن سال ما 11 امتياز از بهمن عقب افتاديم اما بهمن آن سال‌ها چه داشت؟ فقط پول داشت، شجره‌اي نداشت و بايد از بين مي‌رفت. شما به من بگوييد بهمن الان کجاست؟


* يعني شما خودتان را مسبب نابودي بهمن مي‌دانيد؟
- ‌‌نه، من مسبب نابودي بهمن نبودم و فقط مسبب شکست‌هايش در آن سال بودم. من مديرم و بايد طوري طراحي مي‌کردم تا تيمم موفق شود، آن هم پرسپوليس با آن همه هوادار. من با صداقت مي‌گويم که تنها کاري که کردم ميانگين سني تيم خودم و بهمن را در آوردم و ديدم ميانگين سني ما به بهمني‌ها مي‌چربد. فهميدم آخر فصل کم مي‌آورند. گفتم که بهمن بايد بازي‌هايش زودتر از ما برگزار شود و گرنه در بازي‌ها حاضر نمي‌شويم. ما پرسپوليس هستيم با اين همه هوادار‌ اما بهمن با کدام هوادار؟!


* در اين راه چه کسي به شما کمک کرد؟
- ‌فدراسيون وقت و رئيس آن!


* شايعه‌اي هست که گفته مي‌شود در جلسه چانه‌زني پرسپوليس با ژوزه شما هم در اين جلسه بوديد!
- ‌اين را من نگفتم و شما الان داريد از من مي‌پرسيد! باور کنيد که من اين راز باشگاه را نمي‌خواستم بر ملا کنم و شما الان اين را پرسيديد. من آن روز با رويانيان در باشگاه پرسپوليس جلسه داشتم و وقتي که در باشگاه بودم ژوزه را ديدم و فهميدم که جلسه دارند. رويانيان از من خواست که در اين جلسه حاضر شوم و به او کمک کنم. همين!


* به عنوان سوال آخر؛ اگر بين شما، محمدرضا طالقاني، علي کفاشيان، علي پروين و علي فتح الله زاده مسابقه فوتبال بگذارند کدام يک برنده مي‌شويد؟!
- ‌کفاشيان کجاي فوتبال است که من با او بازي کنم؟ پس او که هيچ! فتح الله زاده که 2 تا رو پايي نمي‌تواند بزند و او هم که هيچ! آقاي طالقاني هم که بزرگ همه لوطي‌هاي تهران است سرور ماست و مديريت او را هم که همه قبول دارند اما من و پروين و دادکان از او حسابي مي‌ترسيم! (خنده) طبيعي است که اگر من‌، پروين و دادکان در روزهاي خوبمان باشيم در هر تيمي‌ که بازي کنيم به هيچ‌کس نمي‌بازيم!
خراسان

 

109